فاطیما..
ای «ولی امر» ما! ای امام ما! ای مقتدای ما! خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی!
یکی از نشانه های دوران پیش از ظهور حضرت حجت(عج) پدید امدن فتنه ها و شدت یافتن و زیاد شدن جریانهای هولناک است.امام جواد (ع) در این باره فرمودند:«مهدی(عج) قیام نخواهد کرد مگر به دنبال خوف و هراس جدی، زلزله ها ، فتنه ها ، بلایا و طاعونی که ( مردم ) بدان مبتلا شده باشند و شمشیر بران(جنگ نمایان) میان اعراب و اختلاف زیاد مردم و تفرقه ی مذهبی انها و تعدد ادیان و مذاهب و تغییر و تحول انها و ...» قابل ذکر است که فتنه معانی مختلفی دارد : الف)مورد امتحان و ازمایش قرار گرفتن؛ ب) کفر و گمراهی و گناه؛ ج) به وجود امدن اختلاف نظر در دیدگاهها مردم ؛ د) کشتار و جنگهایی که میان مردم واقع می شود «برگرفته از کتاب شش ماه پایانی نوشته ی مجتبی الساده ؛ترجمه محمود مطهری نیا» در جواب باید گفت ذات خداوندموجب ترس و وحشت نیست،اما اینکه می گویند از خدا باید ترسید یعنی از قانون عدل الهی باید ترسید.در دعا وارد است:"یا من لا یرجی الا فضله،ولا یخاف الا عدله" ای کسی که امیدواری به او امیدواری به فضل و احسان اوست و ترس از او ترس از عدالت اوست. همجنین در دعا است:"جللت ان یخاف منک الا العدل،وان یرجی نک الا الاحسان والفضل" یعنی تو منزهی از اینکه از تو ترسی باشدجز از ناحیه ی عدالتت و از اینکه از تو جز نیکی و بخشندگی توان داشت. عدالت هم به نوبه ی خود امر موحش و ترس اوری نیست.انسان که از عدالت میترسد در حقیقت از خودش میترسد که در گذشته خطاکاری کرده و یا میترسد که در اینده از حدود خود به حقوق دیگران تجاوز کند .لهذا در مسئله ی خوف و رجاء که مومن باید همیشه ،هم امیدوار باشد و هم خائف ،هم خوش بین باشد و هم نگران ،مقصوداین است که مومن همواره باید نسبت به طغیان نفس اماره و تمایلات سرکش خود خائف باشد که زمام را از کف عقل و ایمان نگیرد و نسبت به ذات خداوند اعتماد و اطمینان و امیدواری داشته باشد که همواره به او مدد خواهد کرد. علی بن الحسین (ع) در دعای معروف ابوحمزه ثمالی می فرمایند:"مولای اذا رایت ذنوبی فزعت و اذا رایت کرمک طمعت "یعنی هرگاه به خطاهای خودم متوجه می شوم ترس و هراس مرا می گیرد و چون به کرم وجود تو نظر می افکنم امیدواری پیدا می کنم. چشمانم را میبندم و روزی را تصور میکنم که به سمت کتابخانه ی کوچک و شلوغ خانه می روم و دفترچه ی خاطراتم را بر میدارم.. صفحه ای که در بالای ان تاریخ 1390/04/26 و یا به عبارتی 1432/08/15 درج شده رو باز می کنم .به یادداشتهای اون روز نگاه می کنم ،حس درونی ام حسی جز غریبی و تنهایی و بی کسی و سردرگمی و نفرت از بی دینی به ظاهر دینداران نیست. به یاد اون روزهاکه اقایمان نبود. نبودن ایشان که نه ،نبودن ما.... ما نبودیم تا اقایمان را یاری کنیم و لیاقت حضورشان را در جمع خود احساس کنیم.. و امروز در سال 08/15/.... ، لطف خدا شامل حالمان گشته و ما حضور گل سر سبد عالم هستی ،علت وجودی همه ی موجودات عالم ،اقامه کننده ی عدل و داد، منتقم شورای کثیف سقیفه، سردهنده ی فریاد اناالمهدی را احساس کنیم.و لیاقت این را داریم که روز جشن میلاد پر خیر و برکتشان در حضور زیبای خودشان جشن بگیریم. حضور حضرتمان ما را از بی کسی و بی سرپرستی نجات داده. خدای را شکر ،صد شکر و هزاران شکر از این نعمت زیبای ولایت که با تمام وجود احساس کردیم و لایقمان کردند تا پیش از مردن در رکاب ان حضرت حداقل سیاهی لشکری باشیم. خدای را هزاران هزار سپاس.... در همین حال و هوا بودم که با اندک صدایی چشمانم از هم گشوده شد و رشته ی تمامی افکارم از هم گسست .... وقتی به خودم امدم تنها صفحه ی سفیدی از دفترچه ی خاطراتم را درمقابلم دیدم،شروع به نوشتن کردم: تصورات زیبای امروز را .... ناخوداگاه چشمانم پر شد.... امروز 1432/08/15 است و به سن سال انتظارمان یکسال هم اضافه شد و ما هنوز هم باید بدون صاحب جشن ؛ جشن میلادش را برگزار کنیم.... افسوس راههای نفوذ دشمن در قشر جوان 1) سکوت نسبت به ارزش های اسلامی و انقلابی مانند جهاد ،شهادت، فداکاری،زهد و پارسایی ... و دم زدن از مفاهیمی نو مانند دموکراسی،توسعه، ازادی و .... که از سویی برای همه خصوصا قشر جوان جذاب باشد و از سوی دیگر مقدمه و تمهیدی برای از بین بردن و محو ارزش های اسلامی قرار گیرد. 2)معرفی روحانیت به عنوان عامل مشکلات اقتصادی مردم،گرانی و تورم، کمبود وسائل رفاهی،و وقوع جنگ و... و وانمود کردن اینکه مسئول همه ی این ناب مانیها مسئولین نظام هستند که قشر روحانیند. 3)از بین بردن حساسیت ها و غیرت دینی: الگوی عملی و حساسیت پیامبر (ص) و ائمه (ع) ، قیام امام حسین(ع)در برابر دین ستیزی ، تحریف و بدعت ، سرمشق خوبی برای مردم مسلمان است. دشمن در صدد از بین بردن و خاموش نمودن این الگو و سرمشق است. 4)دین و دینداری را عامل اختلاف معرفی کردن (برای ورود به جامعه بین المللی و پذیرفته شدن، راهی بجز کنار گذاشتن دین نداریم و....) اشکال دور در خبرگان رهبری برخی میگویند :صلاحیت کاندیدای خبرگان توسط شورای نگهبان، و اعضای شورای نگهبان توسط رهبر تعیین میشود و در این حالت اگر تعیین رهبری به نظر خبرگان باشد ،دوری با واسطه لازم می اید. اما این اشکال وارد نیست.در نظام سیاسی اسلام حجیت کلام رهبر به رای مردم نیست و اعتبار و مشروعیت نظام و رهبر برگرفته و ناشی از رای خبرگان نمی باشد زیرا خبرگان مقام ولایت را به رهبر اعطا نمی کند.وظیفه ی خبرگان فقط تشخیص مصداق رهبری الهی است که شرایط ان را ائمه اطهار (ع) بیان کرده اند .خبرگان موظف است رهبر را که امام معصوم برای ولایت و رهبری شایسته می داند ، به مردم معرفی کنند. «چکیده ای از کتاب پرسش و پاسخ ولایت فقیه از ایت الله مصباح » با توجه به معصوم نبودن ولی فقیه چرا به قداست وی معتقدیم؟
قداست یعنی محبوبیت همراه با احترام شدید.انسان به علت کمال خاصی که در شخصیتی سراغ دارد به او محبت ورزیده و به وی احترام خاصی میگذارد. در اسلام اولین مرتبه ی قداست برای خداوند متعال و در مراتب بعدی هر کس به اون نزدیکتر و دارای ارتباط بیشتری با اوست. خداوند که کمال مطلق است از برتری بی نظیری برخوردار بوده و انسان در برابر او به سجده می افتد.این سجده به دلیل همان قداست است . در مرتبه ی بعد پیامبر اکرم به دلیل بیشترین ارتباط با خداوند دارای تقدس و احترام بیشتری است تا انجا که خدا و فرشتگان بر او درود می فرستند و از مومنان نیز می خواهند تا به او درود بفرستند .بعد از ایشان امامان و بعد به همه کسانی که به انها منتسب اند مانند سادات و مراجع و علمای دینی ،این قداست سرایت میکند . ایا میشود کسی که خدا و پیامبر را دوست دارد،امام را دوست نداشته باشد یا امام را دوست بدارد ولی جانشین او را گرامی ندارد؟ همین قداست است که کیان شیعه را در زمان غیبت حفظ کرده . در طول تاریخ دیده ایم که مردم به مراجع خود احترام خاصی قائل هستند و حکم او را حکم خدا و امام زمان (عج) می دانند. به خاطر همین است که دشمن از ولایت فقیه و مرجعیت قداست زدایی میکند. ------------------------------------------------------------------- فقیه عادل نزدیکترین فرد به امام معصوم: خدای متعال در مرتبه ی اول حاکمیت است.و بعد رسول الله ،بعد امام معصوم. در مرتبه ی چهارم فقیه جامع الشرایط به امام معصوم نزدیکتر است . فقیه جامع الشرایط باید شرایطی که در امام معصوم است در مرتبه ی نازل همین، شرایط را داشته باشد. یعنی ملکه ی فقاهت و اجتهاد ،ملکه ی تقوی و عدالت و همچنین باید به مصالح سیاسی و اجتماعی و بین المللی اگاه باشد تا شیاطین نتوانند او را فریب دهند و از مسیر عدل و قسط منحرف کنند. ------------------------------------------------------------------- اطاعت نکردن از حاکم موجب هرج و مرج و اختلال نظام اسلامی است.ضرر ناشی از این هرج و مرج بسیار بیشتر از ضرری است که گاه در اثر اطاعت از یک دستور اشتباه به جامعه وارد میشود. «چکیده ای از کتاب پرسش و پاسخ ولایت فقیه -ایت الله مصباح» ایا فقیه دارای ولایت مطلقه به اندازه ی ولایت انبیا و امامان است؟ «معانی ولایت» 1)ولایت تکوینی:تصرف در موجودات و امور تکوینی که از ان خداست . اصل پیدایش و بقای همه موجودات به دست خداست.از این رو ولایت تکوینی به همه چیز دارد.خدای متعال مرتبه ای از این ولایت را به برخی از بندگانش اعطا میکند .معجزات و کرامات انبیا و اولیا از اثار همین ولایت تکوینی است . انچه در ولایت فقیه مطرح است ولایت تکوینی نیست. 2)ولایت تشریعی:تشریع و امر و نهی در اختیار کسی باشد. اگر میگوییم خدا ربوبیت تشریعی دارد یعنی اوست که فرمان می دهد که چه کنید و چه نکنید . پیامبر (ص) و امام(ع) هم حق دارند به اذن الهی به مردم امر و نهی کنند.درباره ی فقیه نیز به همین منوال است . اگر برای فقیه ولایت قائل هستیم ،مقصودمان ولایت تشریعی اوست یعنی شرعا حق دارد مردم را امر و نهی کند. مورد اختلاف فقها مراتب و درجات این ولایت است . امام خمینی(ره) معتقد بودند؛تمام اختیاراتی که ولی معصوم داراست ولی فقیه نیز همان اختیارات را دارد مگر اینکه چیزی استثناء شده باشد.مثل جهاد ابتدایی. از چینین ولایتی در باب اختیارات ولی فقیه به ولایت مطلقه تعبیر میکنند . قید مطلقه در مقابل نظر کسانی است که معتقدند فقیه فقط در موارد ضروری حق تصرف و دخالت دارد. مثل تخریب خانه ای برای زیبا سازی شهر که فقیه نمی تواند دستور تخریب دهد . این فقها به ولایت مقید معتقدند نه مطلق. «چکیده ای از کتاب پرسش و پاسخ پیرامون ولایت فقیه از ایت الله مصباح» «ادعونی و استجب لکم» چه کنم با شرم؟ ------------------------------------------------------------------------------------------- هر چقدر بزرگتر میشم بیشتر پی به این موضوع میبرم که:«ادم شدن لیاقت میخواد» خداییش ادم شدنم برا خودش کنکوریه.. حالا کی و چطور بشه ازش سربلند بیرون بیای و اون دنیا پیش خدا و پیامبر و جن و انس و پری رو سفید باشی، خدا میدونه.... گاهی فکر میکنم ..... بیخیال بابا ،کلا من خیلی فکر میکنم ،قرار باشه همه رو بگم باید یه مخ زاپاس بیارید... خب علی الحساب لطفا برا بنده ی حقیر دعا کنید که بدجور پام گیر نفسم شده. این شیطون پدر سوخته م از یه طرف، زندگی برام نزاشته ،هی من بهش میگم نره هی میگه بدوش . خلاصه داستانی داریم باهم ،میبینید تو رو خدا ملت 24 ساعته در محضر خدانو، امام پیغمبر و تو زندگیشون حس میکنن منه شیرینم که کلا با شیطون میگذرونم شب و روزمو جون عزیزاتون اگه ذکری ، وردی ، سحری ، جادویی ،چیزی بلدید که بشه باهاش این جد و اباد سوخته رو قسر گذاشت و در رفت بگید که این خسته جان بسی محتاجم... هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستم . بخش نظرات . وبلاگ فاطیما. قربون همتون اصل پنجم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران:«در زمان غیبت حضرت ولی عصر(عج) در جمهوری اسلامی ایران ولایت امر و امامت امت بر عهده فقیه عادل و با تقوا،اگاه به امور زمان،شجاع،مدیر و مدبر است.....» اشکالی که جهانیان به نظام حکومتی ایران میگیرند در راستای اسلامی بودن ان است . اینکه در ایران همه مسائل زیر نظر فقه میباشد.بنا بر اصل چهارم قانون اساسی که به عنوان اصل مادرحاکمیت دین بشمار میرود«کلیه قوانین و مقررات مدنی،جزایی،مالی،اقتصادی،اداری،فرهنگی،نظامی،سیاسی و غیر اینها باید بر اساس موازین اسلامی باشد.این اصل بر اطلاق یا عموم همه اصول قانون اساسی و قوانین و مقررات دیگر حاکم است و تشخیص این امر بر عهده فقهای شورای نگهبان است.» نظریه ی تفکیک قوا: در بیان فلسفه ی این نظریه معمولا این مطرح شده که حکومت نیاز به قدرت دارد اگر قدرت و حکومت را از هم جدا کنیم امر حکومت دوام و قوام نخواهد داشت و از طرفی تمرکز قدرت در دست یک شخص یا مجموعه یا نهاد خودش طبعا باعث فسادگری میشود زیرا قدرت نوعا فساداور است. به همین دلیل نظریه تفکیک قوا که کسانی مثل مونتوس کیو ان را مطرح کرده اند و بعد هم مورد پذیرش دیگران قرار گرفت در مقام بیان این مسئله است که ما هم اصل قدرت را حفظ کنیم و هم از پیامدهای ناگوار ناشی از تمرکز قدرت جلوگیری کنیم .و اساسا این قدرت است که قدرت را مهار میکند و تنها ابزار مهار فساد قدرت خود قدرت است. تفکیک قوا در جمهوری اسلامی ایران: در اصل 57قانون اساسی امده است که:« قوای حاکم در جمهوری اسلامی ایران شامل قوه مقننه ،قوه مجریه و قوه ی قضاییه که زیر نظر ولایت مطلقه ی امر و امامت امت اند.....و این قوا مستقل از یکدیگرند.» طبق این اصل،تفکیک قوا در جمهوری اسلامی مورد پذیرش قرار گرفته اما یک تفاوت بین نظریه تفکیک قوای پذیرفته شده در ایران با نظریه ی تفکیک قوای پذیرفته شده در جهان وجود داردو ان وجود ولی فقیه است. اشکالی که بر تفکیک قوا در ایران وارد میکنند: پشت پنجره نشسته بودمو بیرون نگاه می کردم.اصلا حس خوبی نداشتم،دلتنگ بودم،سینه ام به قدری تنگ شده بود که دلم داشت میترکید، بغض داشتم،بی تاب بودم بی تاب بی تاب... اخه چرا اروم نمیشم، چه مرگمه؟؟ نمی دونم .می خوابم نه چون خوابم میاد میخوابم چون بیدار بودن برام عذابه. نه،خواب نه، نمیشه، نمی تونم همش دارم فکر میکنم ، پریشونم ، اشک، قطره قطره،اره خب گریه درمان هر دردیه.همش می خوام به یه دری بزنم به یه جایی متوسل بشم که اروم شم به دوست، به فامیل ،به اشنا ، به کی به کی زنگ بزنم تا همدمم بشه ، می خوام اروم باشم ولی ... خیلی وقته دارم سعی می کنم که اروم شم ولی... یهو تو دلم افتاد یکی هست که خیلی دوستم داره خیلی بیشتر از اون چیزی که فکشو کنم ،حواسش بهم هست ، به یادمه، دوست نداره غممو ببینه برا همین بهم صبر داده، اما این صبر بی ظرفیت منه که اینقدر زود لبریز میشه . اره یادم اومد من خدا رو دارم ، خدای عزیزمو . بهش گفتم اخه خدا چرا اینجوری شد ، چرا؟؟؟صد بار گفتم چرا ، هر بار که چرایی میگفتم یه جوابی تو ذهنم جرقه میزد .اخرش بلند بلند گریه کردم، فقط تونستم بگم خدایا چی کار کنم؟ خدا گفت:اخه بنده ی من ، اگه فرستادمت تو دنیا برا این بوده که بری و از نعمتهایی که بهت دادم لذت ببری نه این که اینقدر عذاب بکشی . گفتم : خب پس چرا دارم عذاب میکشم؟ گفت: خودت کردی ، اگه من بهت درد بدم، خب عزیزم درمانشم خودم میدم. اما تو چرا اینقدر بی تابی ؟ کمی فکر کن. گفتم: نمیدونم ، فقط به دادم برس ، دیگه طاقت ندارم. گفت: بیشتر فکر کن.. با خودم فکر کردم ساعتها. "اره خب اگه خدا بهم درد داده درمانشم داده ، من که تا حالا تونستم با درد و تقدیر خدا کنار بیام پس بی قراریم برا چیه؟؟ خب دیوونه، خودت کردی،خودت خواستی اذیت شی، با تصمیمای اشتباهت. راهو کج رفتی خانوم ، اشتباه کردی ، به جای اینکه تا تقی به توقی خورد توکل کنی به صاحب اصلیتو با مشکلاتت با عقل و منطق کنار بیای ، پناه بردی به بنده ی خدا ،اونم فقط تو ظاهر و فقط برای لحظاتی کوتاه همراهیت کرد اما بعد با بی توجهی و هزار تا نامردی دیگه خوردت کرد، اخه دختر ادم بخواد بره دکتر تا خوب بشه میره پیش بهترین و با سواد ترین یا پیش کسی که اصلا بویی از طبابت نبرده و هیچی حالیش نیست...؟ حالا دیدی تقصیر خودته..." گفتم:خب باشه، تسلیم، تقصیر خودمه، اشتباه کردم ، جوونی کردم و ... انسان جایزالخطاست،خب منم انسانم، الان بگو چی کار کنم؟ گفت :درست میگی انسان جایزالخطاست اما میتونی خطا نکنی، دیگه اشتباه نکن، از گذشته ی خودت درس بگیر .بنده ی من ، بی تابی تو به خاطر درد و مشکلی که من تو زندگیت بهت دادم نیست،برا خاطر اشتباهات خودته،بنده ی من، من تو رو دوست دارم که افریدمت، من تو رو خلیفه یخودم رو زمین کردم، من بهت نعمتای زیاد و بزرگی دادم که مهمترینشون عقل و اراده و هدایت خاصه ی منه، فکر کن و با اراده جلو برو. گفتم: من که خودم برا خاطر حماقتم درد و مشکل دارم تو دیگه چرا بهم فشار میاری، و اینقدر تو تقدیرم بلا و مشکل میزاری؟ گفت: اگه من بهت درد دادم ، مشکل دادم برا این بود که بیای سمت من،برا این بود که به فکرم بیوفتی، خواستم کاری کنم که دیگه پیش هیچ بنده ای از بنده هام نری تا تحقیر نشی خواستم فقط بیای پیش خودم ، چون دوستت دارم ، راضی نیستم ناراحتیتو ببینم و ... "و من فقط گریه کردم ، شدید و شدیدتر ، بلند و بلند تر ..." خدا گفت:بهت اشک دادم تا وقتی که خواستی توبه کنی گریه کنی ، من طاقت دیدن اشکاتو ندارم ، پس زودتر می بخشمت. گریه کن ولی برای گناهات چون اگه گناهات سبک بشه خودتم سبک و اروم می شی ، مگه همینو نمی خوای؟ تو می خوای که اروم بشی و به ارامش برسی اما فقط برای این تفکر که "تنهایی ویا برای مشکلات ظاهری و مجازی " اشک می ریزی ولی این کفره ، برا اینکه تو تنها نیستی من پیشتم همیشه ، همه جا. گفتم:اگه پیشمی، حضورت باید بهم ارامش بده پس کو؟ مثل الان که حس میکنم داری بهم توجه میکنی و امنیت دارم ، باید همیشه حس امنیت کنم ، پس چرا این حس رو ندارم؟ گفت:این قدر گریه و بی تابی نکن بهت میگم. برا اینکه من همیشه پیشتم ، نزدیکتر از رگ گردن بهت،همیشه به فکرتم و بهت توجه دارم اونی که باعث دوری ما ازهم میشه خودتی،تویی که به یادم نیستی و ازم دوری، اگه فکر دیگرونو از ذهنت دور کنی ، اگه محبت بنده هامو از قلبت بیرون کنی اونوقت جا برا مهر و محبت من باز میشه. گفتم: تو هم دوست داری که من بهت توجه کنم و دوستت داشته باشم؟ گفت:عزیزم تو بنده ی منی و من خدای تو ، من به هیچ چیزی از تو نیازی ندارم حتی به نماز و روزه ات ، چون همه ی وجود تو از منه . من تمام واجبات و محرماتو گذاشتم برا خاطر خودت تا تو راحت باشی ، راحت باشی و راحت به هدف ازافرینشت برسی . تا ساعاتی از روز رو به یادت بیاری که خدایی داری و می تونی بهش تکیه کنی فقط کافیه که خودت بخوای. گفتم :کدوم هدف ؟ گفت: هدف از افرینشت.. گفتم:تو منو افریدی پس خودتم بهم بگو هدفت از افرینش من چی بوده ؟ و هدف من از زندگی کردن باید چی باشه؟ گفت:قبلا بهت گفتم. گفتم: کی گفتی ؟ تو که به من چیزی نگفتی ، نه نگفتی .کی ؟ کجا؟ پس چرا من یادم نیست؟ گفت : تو عالم ذر بهت گفتم ،تو اونجا حتی ازت پرسیدم که دوست داری برگردی پیشم و تو گفتی اره ، می خوام که برگردم . منم قبل اینکه بفرستمت به این دنیای فانی بهت گفتم که قرار برگردی پیشم و من دوست دارم وقتی که برمی گردی رو سفید پیشم حاضر بشی. گفتم:خب، عالم ذر کجاست؟ گفت: عالم ذر جایی نیست . من زمان افرینشت وقتی می خواستم بفرستمت تو این دنیا بهت استعدادها و مواهب زیادی دادم تا بتونی با اونها خودتو به مسیر درست زندگی برسونی .بهت استعداد مطالعه ی اسرار افرینشو دادم ، استعداد شناخت خودمو دادم ، بهت عقل و درک دادم تا پیامبرایی که فرستادم رو بشناسی و دستورهای انها رو که در واقع دستورهای منن به کار ببری . من با دادن این استعدادها "عملا" از همه ی بنده هام پیمان گرفتم تا این استعدادها رو عاطل و باطل نزارن و راهشونو تو زندگی پیدا کنن. گفتم: پس چرا من یادم نمیاد؟ گفت:برا خاطر اینکه گناه کردی و هر بار که گناه کردی منو بیشتر فراموش کردی و ازم دور شدی. " شرمنده شدم خیلی ، دیگه گریه نمی کردم ، داشتم به حرفای خدا فکر می کردم." گفتم:خب هدفت؟ هدفم؟ گفت: افریدمت و اوردمت تو این دنیا تا از با من بودن و از عبادت من و قرب من لذت ببری، اگه می بینی از زندگیت لذت نمیبری به خاطر اشتباه ها و گناه های خودته. من تو رو افریدم تا به من برسی به قرب من. هدف تو هم برای تمام مراحل زندگیت ، باید در امتداد هدف افرینشت باشه . من برای رسیدنت به هدفی که از افرینش تو داشتم ابزاری در اختیارت گذاشتم ، عقل و اراده و راهنما ، هم قرآنمو بهت عرضه کردم و هم انبیا رو که بهترین خلائقم بودن . حالا دیگه تصمیم با خودته ، می خوای با قرب به من زندگیتو سرشار از لذت کنی یا نه؟ " سکوت کردم ،جوابی برای دادن نداشتم ، چون حرفای خدا رو دوست داشتم ، قبول داشتم ، منی که از دست بنده هاش تحقیر شده بودم ، توهین شنیده بودم و ... دوست داشتم با خدا باشم اما.... گفتم : اره خب تو هم به من اراده دادی ، هم عقل و هم راهنما. از راهنماهات استفاده میکنم و با عقلم تصمیم میگیرم ، اما چی کار کنم که اراده ام ضعیفه ، نمیتونم سر عهد و پیمونم با تو بمونم . گفت : خب به من توکل کن اگه به من اعتماد کنی دیگه همه چی تمومه ، من همه جوره هواتو دارم . گفتم: راستی بهم گفتی به قرب من برسی من چه جوری میتونم این کارو بکنم؟ گفت : تو انسان کامل شو ، می رسی ،فقط کافیه که بنده ی واقعی بشی، سخت نیست . گفتم: چه جوری بنده ی واقعی شم ؟ چه جوری انسان کامل شم ؟ بهم بگو؟ گفت:تمام نیاز هایی که تو وجودت گذاشتم در حد حسن و اعتدال ارضا کن و تقوی پیشه کن. سخت نیست فقط واجباتتو انجام بده و محرمانو ترک کن . همه ی این اعمال تو وجودت اثر دارن اگه بی خود بودن تو زحمت نمی انداختمت. گفتم: خب مثلا یکی از نیازهایی که تو وجودم هست "محبت کردن و محبت دیدنه" خب من مشکلم همینه که کسی نیست تا این نیازو برام ارضا کنه ، کسی نیست که محبت واقعی بهم بکنه. گفت : نه اینطوری نگو، پس من چیم؟ من بهت محبت میکنم ، این محبتم نشونت دادم این همه نعمت داری ببین ، زیبایی ، مهربونی ، دست داری ، پا داری ، وجدان داری و... اگه هم می بینی چیزایی دیگرون دارن که تو نداری برای این نیست که تو رو کمتر دوست دارم ، تو اگه به من اعتماد داشته باشی ، به عدالتم شک نمیکنی اونوقت متوجه میشی که هر چیزی که تو نداری یا از دست دادی رو یه جای دیگه جبران میکنم ، مطمئن باش ، این که گاهی وقتا بهت حکمت می دم تا بفهمی ، مثل الان ، یا بهت حال نیایش و عبادت می دم و ... همش از سر محبتم به توست . عزیزم ، تو بنده ی منی ، من تو رو افریدم پس حواسم همه جوره بهت هست. اینو وقتی کامل درک می کنی که تو هم حواست باشه که خدایی داری که مواظبته . تازه اگه همیشه به فکرم باشی ، اگه قلبتو خونه ی من کنی اونوقت یادت می مونه که من همه جا هستم پس دیگه گناه و اشتباه نمی کنی ، مردمو از خودت نمی رنجونی چون اونا هم بنده های منن و من اونا رو هم دوست دارم ، دیگه بچگی نمی کنی و ... این چیزیه که تو بهش نیاز داری پس با من باش و نیتتو خالص کن تا همیشه شاد و اروم باشی و لذت ببری . گفتم: حتی اگه کسی دلمو شکست هوامو داری ؟ گفت : اره حتما ، هر وقت تو زندگی بهت فشار اومد منو صدا کن و همه کارا رو به من بسپار ، توکل کن به معنای واقعی . "خواستم کمی دیگه خودمو برا خدا لوس کنم " باز گفتم : تو منو دوست داری ؟ گفت : اره عزیزم بهت که گفتم ، من همه ی بنده هامو دوست دارم . گفتم : ثابت کن. گفت: دلیل از این بیشتر می خوای که الان دیگه اروم شدی ؟؟ . . . "تازه فهمیدم چی شده و قضیه چیه . اره من موندم با کلی جواب خوشگل و دوست داشتنی که همشه دلم می خواست یکی بهم بگه . چه خوب شد که خدا امروز به دادم رسید . وای خدای من،الان دیگه چقدر ارومم . بیخود نیست که تو خدایی. ممنونم ازت ......." (نمی دونم چرا یه بار دیگه دلم خواست این پست رو تکرار کنم.شاید برا اینه که خودم یادم رفته«از کجا امده ام ،امدنم بهر چه بود/به کجا مبروم اخر ننمایی وطنم»..یا اینکه دلم برا وقتایی که این طور ساده با خدا حرف میزدم تنگ شده یا..... )
دلت را خانه ما کن، مصفا کردنش با من
به ما درد دل انشا کن ،مداوا کردنش با من
اگر گم کرده ای ای دل کلید استجابت را
بیا یک لحظه با ما باش، پیدا کردنش با من
بیفشان قطره ای اشکی که من هستم خریدارش
بیاور قطره ای اخلاص ،دریا کردنش با من
اگر درها به رویت بسته شد دل بر مکن بازآی
در این خانه دق الباب کن، وا کردنش با من
به من گو حاجت خود را اجابت می کنم آن را
طلب کن آنچه می خواهی، مهیا کردنش با من
چو خوردی روزی امروز ما را شکر نعمت کن
غم فردا مخور، تامین فردا کردنش با من
به قرآن آیه رحمت فراوان است ای انسان
بخوان این آیه ها، تفسیرو معنا کردنش با من
بیا قبل از وقوع مرگ روشن کن حسابت را
بیاور نیک و بد را ،جمع و منها کردنش با من
اگر عمری گنه کردی مشو نومید از رحمت
تو توبه نامه را بنویس ،امضا کردنش با من
-----------------------------------------------------------------------------------------
مردی از اهل حبشه نزد رسول خدا(ص)آمد و گفت:یا رسول الله گناهان من بسیار است.آیا در توبه به روی من نیز باز است؟
پیامبر(ص)فرمود:آری راه توبه بر همگان هموار است. تو نیز از آن محروم نیستی.
مرد حبشی از نزد پیامبر (ص)رفت.مدتی نگذشت که باز گشت وگفت:یا رسول الله آن هنگام که معصیت می کردم ،خداوند مرا می دید؟
پیامبر(ص)فرمود:آری می دید.
مرد حبشی آهی سرد از سینه بیرون داد وگفت:توبه جرم گناه را می پوشاند ؛چه کنم با شرم آن؟
در دم نعره ای بزد و جان بداد.







.یکی من میزنم تو گوشش
و یکی اون میزنه تو گوشم
. خلاصه بزن بزنی داریم و بگیر و ببری
. نمیشه گفت جاتون خالی ولی خب نیرو کمکی قبول میکنم .




ادامه مطلب
| Design By : Night Skin |

