فاطیما..

ای «ولی امر» ما! ای امام ما! ای مقتدای ما! خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی!

"به خداوند نگویید که چقدر طوفان مشکلات شما بزرگ و سهمگین است، به طوفان مشکلاتتان بگویید که خدای شما چقدر بزرگ و توانا است...."

 

یاد خدا ،آرام بخش قلب های زخمی است.

تفکر ،آرام بخش اندیشه های زخمی است.

محبت ، آرام بخش عشق های زخمی است.

کمک ،آرام بخش یک اجتماع زخمی است.

دعا ،آرام بخش روح های زخمی است.

گریه ،آرام بخش خاطره های زخمی است.

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳٩۱/٢/٢٧ساعت ۸:٥٢ ‎ب.ظ توسط فاطیما نظرات () |

دلشکسته....

عصر یک جمعه ی دلگیر، دلم گفت بگویم، بنویسم:

که چرا عشق به انسان نرسیده است؟

چرا آب به گلدان نرسیده است؟

چرا لحظه ی باران نرسیده است؟

و هر کس که در این خشکیِ دوران به لبش جان نرسیده است، به ایمان نرسیده است...

و غم عشق به پایان نرسیده است.

بگو حافظ دل خسته ز شیراز بیاید، بنویسد که هنوز هم که هنوز است، چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیده است؟

چرا کلبه ی احزان به گلستان نرسیده است؟

دل عشق ترک خورد...

گل زخم نمک خورد...

زمین مرد...

زمان بر سر دوشش غم و اندوه به انبوه فقط برد...

فقط برد...

زمین مرد، زمین مرد...

خداوند گواه است، دلم چشم به راه است...

و در حسرت یک پلکِ نگاه است...

ولی حیف، نصیبم فقط آه است و همین آه خدایا برسد کاش به جایی...

برسد کاش صدایم به صدایی...

عصر این جمعه ی دلگیر، وجود تو کنار دل هر بیدل آشفته شود حس...

تو کجایی گل نرگس؟

به خدا آهِ نفس های غریب تو که آغشته به حزنی است ز جنس غم و ماتم...

زده آتش به دل عالم و آدم...

مگر این روز و شبِ رنگِ شفق یافته در سوگِ کدامین غم عظمی به تنت رخت عزا کرده ای ای عشق مجسم...

که به جای نم شبنم، بچکد خون جگر دم به دم از عمق نگاهت...

نکند باز شده ماه محرم!

که چنین می زند آتش به دل فاطمه آهت...

به فدای نخ آن شال سیاهت!

به فدای رخت ای ماه! بیا...

صاحب این بیرق و این پرچم و این مجلس و این روضه و این بزم تویی، آجرک الله!

عزیز دو جهان یوسفِ در چاه!

دلم سوخته از آه نفس های غریبت...

دلِ من بال کبوتر شده...

خاکستر پرپر شده...

همراه نسیم سحری روی پر فطرسِ معراجْ نفس گشته هوایی...

و سپس رفته به اقلیم رهایی...

به همان صحن و سرایی که شما زائر آنی...

و خلاصه شود آیا که مرا نیز به همراه خودت زیر رکابت ببری تا بشوم کرببلایی؟!

به خدا در هوس دیدن شش گوشه دلم تاب ندارد...

نِگَهَم خواب ندارد...

قلمم گوشه ی دفتر غزل ناب ندارد...

شب من روزن مهتاب ندارد...

همه گویند به انگشت اشاره، مگر این عاشق بیچاره ی دلداده ی دل سوخته ارباب ندارد؟

تو کجایی... تو کجایی...

شده ام باز هوایی... شده ام باز هوایی...

گریه کن، گریه و خون گریه کن.

آری که هر آن مرثیه را خلق شنیده است شما دیده ای آن را...

و اگر طاقتتان هست، کنون من نفسی روضه ز مقتل بنویسم...

و خودت نیز مدد کن که قلم در کف من همچو عصا در ید موسی بشود...

چون تپش موج مصیبات بلند است...

به گستردگی ساحل نیل است...

و این بحر، طویل است...

و ببخشید اگر این مخمل خون بر تن تبدار حروف است...

که این روضه ی مکشوف لهوف است...

عطش بر لب عطشان لغات است...

و صدای تپش سطر به سطرش همگی موج مزن آب فرات است...

و ارباب همه سینه زنان کشتی آرام نجات است...

ولی حیف که ارباب قتیل العبرات است...

ولی حیف که ارباب اسیر الکربات است...

ولی حیف هنوزم که هنوز است حسین بن علی تشنه ی یار است...

و زنی محو تماشاست ز بالای بلندی...

الف قامت او دال و همه هستی او در کف گودال و سپس آه که الشمر...

خدایا چه بگویم که شکستند سبو را و بریدند...

دلت تاب ندارد...

به خدا با خبرم، می گذرم از تپش روضه که خود غرق عزایی...

تو خودت کرببلایی...

قسمت می دهم آقا به همین روضه، که در مجلس ما نیز بیایی...

تو کجایی...تو کجایی؟


سید محمد

نوشته شده در شنبه ۱۳٩۱/۱/۱٩ساعت ۱۱:٥۳ ‎ب.ظ توسط فاطیما نظرات () |

یکی از نشانه های دوران پیش از ظهور حضرت حجت(عج) پدید امدن فتنه ها و شدت یافتن و زیاد شدن جریانهای هولناک است.امام جواد (ع) در این باره فرمودند:«مهدی(عج) قیام نخواهد کرد مگر به دنبال خوف و هراس جدی، زلزله ها ، فتنه ها ، بلایا و طاعونی که ( مردم ) بدان مبتلا شده باشند و شمشیر بران(جنگ نمایان) میان  اعراب و اختلاف زیاد مردم و تفرقه ی مذهبی انها و تعدد ادیان و مذاهب و تغییر و تحول انها و ...»

قابل ذکر است که فتنه معانی مختلفی دارد :

الف)مورد امتحان و ازمایش قرار گرفتن؛

ب) کفر و گمراهی و گناه؛

ج) به وجود امدن اختلاف نظر در دیدگاهها مردم ؛

د) کشتار و جنگهایی که میان مردم واقع می شود                     

 

«برگرفته از کتاب شش ماه پایانی نوشته ی مجتبی الساده ؛ترجمه محمود مطهری نیا»

نوشته شده در شنبه ۱۳٩٠/۸/٢۱ساعت ۸:٥٥ ‎ب.ظ توسط فاطیما نظرات () |

در جواب باید گفت ذات خداوندموجب ترس و وحشت نیست،اما اینکه می گویند از خدا باید ترسید یعنی از قانون عدل الهی باید ترسید.در دعا وارد است:"یا من لا یرجی الا فضله،ولا یخاف  الا عدله" ای کسی که امیدواری به او امیدواری به فضل و احسان اوست و ترس از او ترس از عدالت اوست.

همجنین در دعا است:"جللت ان یخاف منک الا العدل،وان یرجی نک الا الاحسان والفضل" یعنی تو منزهی از اینکه از تو ترسی باشدجز از ناحیه ی عدالتت و از اینکه از تو جز نیکی و بخشندگی توان داشت.

عدالت هم به نوبه ی خود امر موحش و ترس اوری نیست.انسان که از عدالت میترسد در حقیقت از خودش میترسد که در گذشته خطاکاری کرده و یا میترسد که در اینده از حدود خود به حقوق دیگران تجاوز کند .لهذا در مسئله ی خوف و رجاء که مومن باید همیشه ،هم امیدوار باشد و هم خائف ،هم خوش بین باشد و هم نگران ،مقصوداین است که مومن همواره باید نسبت به طغیان نفس اماره و تمایلات سرکش خود خائف باشد که زمام را از کف عقل و ایمان نگیرد و نسبت به ذات خداوند اعتماد و اطمینان و امیدواری داشته باشد که همواره به او مدد خواهد کرد.

علی بن الحسین (ع) در دعای معروف ابوحمزه ثمالی می فرمایند:"مولای اذا رایت ذنوبی فزعت و اذا رایت کرمک طمعت "یعنی هرگاه به خطاهای خودم متوجه می شوم ترس و هراس مرا می گیرد و چون به کرم وجود تو نظر می افکنم امیدواری پیدا می کنم.

 

نوشته شده در جمعه ۱۳٩٠/٦/۱۱ساعت ۱۱:۱٧ ‎ب.ظ توسط فاطیما نظرات () |

چشمانم را میبندم و روزی را تصور میکنم که به سمت کتابخانه ی کوچک و شلوغ خانه می روم و  دفترچه ی خاطراتم را بر میدارم..

صفحه ای که در بالای ان تاریخ 1390/04/26 و یا به عبارتی 1432/08/15 درج شده رو باز می کنم .به یادداشتهای اون روز نگاه می کنم ،حس درونی ام حسی جز غریبی و تنهایی و بی کسی و سردرگمی و نفرت از بی دینی به ظاهر دینداران نیست.

به یاد اون روزهاکه اقایمان نبود. نبودن ایشان که نه ،نبودن ما....

ما نبودیم تا اقایمان را یاری کنیم و لیاقت حضورشان را در جمع خود احساس کنیم..

و امروز در سال 08/15/.... ، لطف خدا شامل حالمان گشته و ما حضور گل سر سبد عالم هستی ،علت وجودی همه ی موجودات عالم ،اقامه کننده ی عدل و داد، منتقم شورای کثیف سقیفه، سردهنده ی فریاد اناالمهدی را احساس کنیم.و لیاقت این را داریم که روز جشن میلاد پر خیر و برکتشان در حضور زیبای خودشان جشن بگیریم.

حضور حضرتمان ما را از بی کسی و بی سرپرستی نجات داده.

خدای را شکر ،صد شکر و هزاران شکر از این نعمت زیبای ولایت که با تمام وجود احساس کردیم  و لایقمان کردند تا پیش از مردن در رکاب ان حضرت حداقل سیاهی لشکری باشیم.

خدای را هزاران هزار سپاس....

در همین حال و هوا بودم که با اندک صدایی چشمانم از هم گشوده شد و رشته ی تمامی افکارم از هم گسست ....

وقتی به خودم امدم تنها صفحه ی سفیدی از دفترچه ی خاطراتم را درمقابلم دیدم،شروع به نوشتن کردم:

تصورات زیبای امروز را ....

ناخوداگاه چشمانم پر شد.... امروز 1432/08/15 است  و به سن سال انتظارمان یکسال هم اضافه شد و ما هنوز هم باید بدون صاحب جشن ؛ جشن میلادش را برگزار کنیم....

افسوس

نوشته شده در یکشنبه ۱۳٩٠/٤/٢٦ساعت ۳:۱٧ ‎ق.ظ توسط فاطیما نظرات () |

راههای نفوذ دشمن در قشر جوان

1) سکوت نسبت به ارزش های اسلامی و انقلابی مانند جهاد ،شهادت، فداکاری،زهد و پارسایی ... و دم زدن از مفاهیمی نو مانند دموکراسی،توسعه، ازادی و .... که از سویی برای همه خصوصا قشر جوان جذاب باشد و از سوی دیگر مقدمه و تمهیدی برای از بین بردن و محو ارزش های اسلامی قرار گیرد.

2)معرفی روحانیت به عنوان عامل مشکلات اقتصادی مردم،گرانی و تورم، کمبود وسائل رفاهی،و وقوع جنگ و... و وانمود کردن اینکه مسئول  همه ی این ناب مانیها مسئولین نظام هستند که قشر روحانیند.

3)از بین بردن حساسیت ها و غیرت دینی: الگوی عملی و حساسیت پیامبر (ص) و ائمه (ع) ، قیام امام حسین(ع)در برابر دین ستیزی ، تحریف و بدعت ، سرمشق خوبی برای مردم مسلمان است. دشمن در صدد  از بین بردن و خاموش نمودن این الگو و سرمشق است.

4)دین و دینداری را عامل اختلاف معرفی کردن (برای ورود به جامعه بین المللی و پذیرفته شدن، راهی بجز کنار گذاشتن دین نداریم و....)

نوشته شده در شنبه ۱۳۸٩/٧/٢٤ساعت ۱٠:۱٢ ‎ق.ظ توسط فاطیما نظرات () |

اشکال دور در خبرگان رهبری

برخی میگویند :صلاحیت کاندیدای خبرگان توسط شورای نگهبان، و اعضای شورای نگهبان توسط رهبر تعیین میشود و در این حالت اگر تعیین رهبری  به نظر خبرگان باشد ،دوری با واسطه لازم می اید.

اما این اشکال وارد نیست.در نظام سیاسی اسلام حجیت کلام رهبر به رای مردم نیست و اعتبار و مشروعیت نظام و رهبر برگرفته و ناشی از رای خبرگان نمی باشد زیرا خبرگان مقام ولایت را به رهبر اعطا نمی کند.وظیفه ی خبرگان فقط تشخیص مصداق رهبری الهی است که شرایط ان را ائمه اطهار (ع) بیان کرده اند .خبرگان موظف است رهبر را که امام معصوم برای ولایت و رهبری شایسته می داند ، به مردم معرفی کنند. 

«چکیده ای از کتاب پرسش و پاسخ ولایت فقیه از ایت الله مصباح »

نوشته شده در جمعه ۱۳۸٩/٧/٢۳ساعت ٩:٢٩ ‎ق.ظ توسط فاطیما نظرات () |

با توجه به معصوم نبودن ولی فقیه چرا به قداست وی معتقدیم؟

 قداست یعنی محبوبیت همراه با احترام شدید.انسان به علت کمال خاصی که در شخصیتی سراغ دارد به او محبت ورزیده و به وی احترام خاصی میگذارد.

در اسلام اولین مرتبه ی قداست برای خداوند متعال و در مراتب بعدی هر کس به اون نزدیکتر و دارای ارتباط بیشتری با اوست.

خداوند که کمال مطلق است از برتری بی نظیری برخوردار بوده و انسان در برابر او به سجده می افتد.این سجده به دلیل همان قداست است . در مرتبه ی بعد پیامبر اکرم به دلیل بیشترین ارتباط با خداوند دارای تقدس و احترام بیشتری است تا انجا که خدا و فرشتگان بر او درود می فرستند و از مومنان نیز می خواهند تا به او درود بفرستند .بعد از ایشان امامان و بعد به همه کسانی که به انها منتسب اند مانند سادات و مراجع و علمای دینی ،این قداست سرایت میکند .

ایا میشود کسی که خدا و پیامبر را دوست دارد،امام را دوست نداشته باشد  یا امام را دوست بدارد ولی جانشین او را گرامی ندارد؟

همین قداست است که کیان شیعه را در زمان غیبت حفظ کرده . در طول تاریخ دیده ایم که مردم به مراجع خود احترام خاصی قائل هستند و حکم او را حکم خدا و امام زمان (عج) می دانند. به خاطر همین است که دشمن از ولایت فقیه و مرجعیت قداست زدایی میکند.

 

 -------------------------------------------------------------------

 

فقیه عادل نزدیکترین فرد به امام معصوم:

خدای متعال در مرتبه ی اول حاکمیت است.و بعد رسول الله ،بعد امام معصوم. در مرتبه ی چهارم فقیه جامع الشرایط به امام معصوم نزدیکتر است . فقیه جامع الشرایط باید شرایطی که در امام معصوم است در مرتبه ی نازل همین، شرایط را داشته باشد. یعنی ملکه ی فقاهت و اجتهاد ،ملکه ی تقوی و عدالت و همچنین باید به مصالح سیاسی و اجتماعی و بین المللی اگاه باشد تا شیاطین نتوانند او را فریب دهند و از مسیر عدل و قسط منحرف کنند.

 -------------------------------------------------------------------

اطاعت نکردن از حاکم موجب هرج و مرج و اختلال نظام اسلامی است.ضرر ناشی از این هرج و مرج بسیار بیشتر از ضرری است که گاه در اثر اطاعت از یک دستور اشتباه به جامعه وارد میشود. 

«چکیده ای از کتاب پرسش و پاسخ ولایت فقیه -ایت الله مصباح» 

نوشته شده در جمعه ۱۳۸٩/٧/٢۳ساعت ٩:٠٦ ‎ق.ظ توسط فاطیما نظرات () |

ایا فقیه دارای ولایت مطلقه به اندازه ی ولایت انبیا و امامان است؟

 

«معانی ولایت»

1)ولایت تکوینی:تصرف در موجودات و امور تکوینی که از ان خداست .

اصل پیدایش و بقای همه موجودات به دست خداست.از این رو ولایت تکوینی به همه چیز دارد.خدای متعال مرتبه ای  از این ولایت را به برخی از بندگانش اعطا میکند .معجزات و کرامات انبیا و اولیا از اثار همین ولایت تکوینی است .

انچه در ولایت فقیه مطرح است ولایت تکوینی نیست.

 

2)ولایت تشریعی:تشریع و امر و نهی در اختیار کسی باشد.

اگر میگوییم خدا ربوبیت تشریعی دارد یعنی اوست که فرمان می دهد که چه کنید و چه نکنید . پیامبر (ص) و امام(ع) هم حق دارند به اذن الهی به مردم امر و نهی کنند.درباره ی فقیه نیز به همین منوال است . اگر برای فقیه ولایت قائل هستیم ،مقصودمان ولایت تشریعی اوست یعنی شرعا حق دارد مردم را امر و نهی کند.

مورد اختلاف فقها مراتب و درجات این ولایت است .

امام خمینی(ره) معتقد بودند؛تمام اختیاراتی که ولی معصوم داراست ولی فقیه نیز همان اختیارات را دارد مگر اینکه چیزی استثناء شده باشد.مثل جهاد ابتدایی.

از چینین ولایتی در باب اختیارات ولی فقیه به ولایت مطلقه تعبیر میکنند .

قید مطلقه در  مقابل نظر کسانی است که معتقدند فقیه فقط در موارد ضروری حق تصرف و دخالت دارد. مثل تخریب خانه ای برای زیبا سازی شهر  که فقیه نمی تواند دستور تخریب دهد .

این فقها به ولایت مقید معتقدند نه مطلق. 

 

«چکیده ای از کتاب پرسش و پاسخ پیرامون ولایت فقیه از ایت الله مصباح»

 

نوشته شده در جمعه ۱۳۸٩/٧/٢۳ساعت ٩:٠٠ ‎ق.ظ توسط فاطیما نظرات () |

«ادعونی و استجب لکم»


دلت را خانه ما کن، مصفا کردنش با من
به ما درد دل انشا کن ،مداوا کردنش با من

اگر گم کرده ای ای دل کلید استجابت را
بیا یک لحظه با ما باش، پیدا کردنش با من

بیفشان قطره ای اشکی که من هستم خریدارش
بیاور قطره ای اخلاص ،دریا کردنش با من

اگر درها به رویت بسته شد دل بر مکن بازآی
در این خانه دق الباب کن، وا کردنش با من

به من گو حاجت خود را اجابت می کنم آن را
طلب کن آنچه می خواهی، مهیا کردنش با من

چو خوردی روزی امروز ما را شکر نعمت کن
غم فردا مخور، تامین فردا کردنش با من

به قرآن آیه رحمت فراوان است ای انسان
بخوان این آیه ها، تفسیرو معنا کردنش با من

بیا قبل از وقوع مرگ روشن کن حسابت را
بیاور نیک و بد را ،جمع و منها کردنش با من

اگر عمری گنه کردی مشو نومید از رحمت
تو توبه نامه را بنویس ،امضا کردنش با من


       -----------------------------------------------------------------------------------------

چه کنم با شرم؟


مردی از اهل حبشه نزد رسول خدا(ص)آمد و گفت:یا رسول الله گناهان من بسیار است.آیا در توبه به روی من نیز باز است؟
پیامبر(ص)فرمود:آری راه توبه بر همگان هموار است. تو نیز از آن محروم نیستی.
مرد حبشی از نزد پیامبر (ص)رفت.مدتی نگذشت که باز گشت وگفت:یا رسول الله آن هنگام که معصیت می کردم ،خداوند مرا می دید؟
پیامبر(ص)فرمود:آری می دید.
مرد حبشی آهی سرد از سینه بیرون داد وگفت:توبه جرم گناه را می پوشاند ؛چه کنم با شرم آن؟
در دم نعره ای بزد و جان بداد.


 -------------------------------------------------------------------------------------------

 

هر چقدر بزرگتر میشم بیشتر پی به این موضوع میبرم که:«ادم شدن لیاقت میخواد»ناراحت

خداییش ادم شدنم برا خودش کنکوریه.. یول    

حالا  کی و چطور بشه ازش سربلند بیرون بیای و اون دنیا پیش خدا و پیامبر و  جن و انس و پری  رو سفید باشی، خدا میدونه....چشماوه

گاهی فکر میکنم  .....خیال باطل

بیخیال بابا ،کلا من خیلی فکر میکنم ،قرار باشه همه رو بگم باید  یه مخ زاپاس بیارید...ابلهخمیازه

خب علی الحساب لطفا برا بنده ی حقیر دعا کنید که بدجور پام گیر نفسم شده. این شیطون پدر سوخته م از یه طرف، زندگی برام نزاشته ،هی من بهش میگم نره هی میگه بدوش .عصبانیکلافه

خلاصه داستانی داریم باهم ،میبینید تو رو خدا ملت 24 ساعته در محضر خدانو، امام پیغمبر و تو زندگیشون حس میکنن منه شیرینم که کلا با شیطون میگذرونم شب و روزموسبز   .یکی من میزنم تو گوششنیشخندتشویق    و یکی اون میزنه تو گوشمگریهشیطان .  خلاصه بزن بزنی داریم و بگیر و ببریاوه .  نمیشه گفت جاتون خالی ولی خب نیرو کمکی قبول میکنم .چشمک

جون عزیزاتون اگه ذکری ، وردی ، سحری ، جادویی ،چیزی بلدید که بشه باهاش این جد و اباد سوخته رو قسر گذاشت و در رفت بگید که این خسته جان بسی محتاجم...چشم

هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستم . بخش نظرات . وبلاگ فاطیما. لبخند

قربون همتون قلبماچ

نوشته شده در سه‌شنبه ۱۳۸٩/٧/٢٠ساعت ٦:٤٢ ‎ب.ظ توسط فاطیما نظرات () |


Design By : Night Skin